عوامل سرکوب کننده‌ی هاله - دکتر مطلب برازنده


چیزهایی که انرژی حیاتی (هاله) شما را به سرعت دچار کاهش، خفگی یا تغییر شکل می‌کنند عبارتند از:


1ــ ترس، استرس، اضطراب، تنفر، حسادت یا هر فکر یا احساس منفی دیگر

....................

3ــ لباسها و محیطی که با هاله‌ی شما تضاد دارند. لباسهای دارای رنگهای مات، به جای اینکه انرژی حیاتی شما را تقویت کنند آن را جذب می‌کنند. جالب است که بدانید، در زمین به طور کلی مردان صرف‌نظر از فرهنگ، نژاد و تغذیه، در سنین پایین‌تری نسبت به زنان می‌میرند. به نظر ما علت این است که مردان برای بیشتر مدت عمر خود از لباسهایی به رنگ سیاه یا خاکستری استفاده می‌کنند و به ندرت رنگهای دیگر را بکار می‌برند، زنان در لباسهای خود از رنگهای متنوع‌تری استفاده کرده، بطور مکرر آنها را تغییر می‌دهند. جالب است که در طبیعت، پرندگان نر اغلب رنگهای روشن‌تری نسبت به پرندگان ماده دارند، و عمرشان هم طولانی‌تر است. طبیعت همیشه به ما درس می‌دهد، و کاری که ما باید انجام دهیم این است که از طبیعت ایده بگیریم.

http://metaphysics.parsiblog.com/Archive26844.htm

3ــ لباسها و محیطی که با هاله‌ی شما تضاد دارند. لباسهای دارای رنگهای مات، به جای اینکه انرژی حیاتی شما را تقویت کنند آن را جذب می‌کنند. جالب است که بدانید، در زمین به طور کلی مردان صرف‌نظر از فرهنگ، نژاد و تغذیه، در سنین پایین‌تری نسبت به زنان می‌میرند. به نظر ما علت این است که مردان برای بیشتر مدت عمر خود از لباسهایی به رنگ سیاه یا خاکستری استفاده می‌کنند و به ندرت رنگهای دیگر را بکار می‌برند، زنان در لباسهای خود از رنگهای متنوع‌تری استفاده کرده، بطور مکرر آنها را تغییر می‌دهند. جالب است که در طبیعت، پرندگان نر اغلب رنگهای روشن‌تری نسبت به پرندگان ماده دارند، و عمرشان هم طولانی‌تر است. طبیعت همیشه به ما درس می‌دهد، و کاری که ما باید انجام دهیم این است که از طبیعت ایده بگیریم.

کالبد اثیری و هـالة نورانـی - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب دانشکده متافیزیک کی آرا، تآلیف  دکتر مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر


کالبد اثیری اغلب با هاله اشتباه گرفته می‌شود. کالبد اثیری مهمترین قسمت و به عبارت دیگر بخش جاودانه وجود ما است. زیرا آگاهی ما در آن نهفته است. هنگامی که کالبد فیزیکی ما می‌میرد، نوسان هاله متوقف می‌شود. کالبد اثیری جاودانه است، دوره حیات آن حدود 1022سال است، که تقریباً برابر با طول عمر جهان است. کالبد اثیری، یک توده الکترونی حاوی حدود21 10*4 الکترون است. الکترونهای کالبد اثیری ما دارای حافظه‌ای با ظرفیت عظیم هستند، و اطلاعات و هوشی را در برمی‌گیرند که همه‌ی عملکردهای ذهن و بدن ما را کنترل می‌‌کند. از جمله‌ی همه فرآیندهای بهبود را، اینها واقعیت‌هایی هستند که فیزیکدانان ما اکنون در حال کشف آنها هستند. کالبد اثیری واقعیت وجود ما است. اگر وجود خود را به یک کامپیوتر تشبیه کنیم، کالبد فیزیکی ما سخت‌افزار این کامپیوتر است و با قسمتهایی مانند حس‌گرها، فرستنده‌ها، گیرنده‌‌ها و بخشهای کنترل تجهیز شده است، کالبد اثیری الکترونی حاوی نرم‌افزار، حافظه، ذخیره داده‌‌ها و همچنین آگاهی و بالاخره اراده آزادانه کاربر است، که تصمیم می‌گیرد چه کند.

.......................

تنها دو عامل وجود دارد که می‌تواند به اطلاعات ذخیره شده در کالبد اثیری صدمه بزند و ما را دچار لطمه‌های ماندگار کند: داروها و سر و صداهای بلند.

http://metaphysics.parsiblog.com/Archive26844.htm

متافیزیک

متافیزیک لغتی است یونانی و مرکب است از دو کلمهٔ «متا» یعنی مابعد و «فیزیک» یعنی طبیعت و متافیزیک یعنی «مابعداطبیعه» و با «ماوراءالطبیعه» تفاوت دارد. اگرچه با اغماض می توان آنرا با ماوراءالطبیعه یکی دانست.

متافیزیک را ریشه فلسفه می‌دانند. محققان متافیزیک به بررسی علل اولیه می‌پردازند. پارمنیدس اولین کسی است که در زمینه متافیزیک بحث کرده‌است. امروزه باز هم تحقیق درباره متافیزیک ادامه دارد. فلسفه مدرن چون مبتنی بر تجربه بود انتقادات زیادی را متوجه آن دانسته‌است.

ارسطو برای چنین دانشی از سه نام بیشتر استفاده کرده ‌است :حکمت /فلسفهٔ اولی/خداشناسی

ابن‌سینا این دانش را به بخش الهیات به معنای اعم و الهیات به معنای اخص تقسیم کرد.

کریستیان ولف اصطلاح هستی شناسی را برای معنای اعم در نظر گرفت و معنای اخص را متشکل از سه بخش دانست : خداشناسی و کیهان شناسی و روان شناسی. که موضوع آنها به ترتیب خدا، جهان و نفس است

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9

تفاوت متافیزیک و الهیات

متافیزیک را ریشهٔ فلسفه می‌دانند و آن را از الهیات جدا می‌کنند. متافیزیک با الهیات تفاوت دارد. در الهیات مباحث مذهبی مطرح می‌شود و استناد به کتابهای مذهبی صورت می‌گیرد اما در متافیزیک توضیح پیدایش هستی بنابر استدلال‌های متافیزیسین است و مبتنی بر بحث‌های فلسفی است.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9

فیلسوفانی که در زمینه متافیزیک کارکرده‌اند

فیلسوفانی که در زمینه متافیزیک کارکرده‌اند متافیزیسین نامیده می‌شوند. برخی از آنها:

این فیلسوفان مبانی متفاوتی برای متافیزیک پیشنهادی خود مطرح کردند. متافیزیک برخی از آنها متافیزیک عقلانی (برمبنای عقل) و متافیزیک برخی دیگر از آنها متافیزیک حسّی (برمبنای حسّیات)‌است.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9

Allah-eser-green.png

عرفان

عرفان دانشی است که موضوع آن معرفت خداوند و راه‏های نیل به آن است. و به عبارتی، شناخت خداوند در درون خویش و تسلیم شدن به او و عشق ورزیدن به او با عقل و دل و جان می‌باشد.

عرفان در اصطلاح عبارت است از معرفت قلبی که از طریق کشف و شهود, نه بحث و استدلال , حاصل می‌شود و آن را علم وجدانی هم می‌خوانند. کسی را که واجد مقام عرفان است عارف گویند.

از نگاهی دیگر عرفان نه علم است نه تکنیک عرفان طرز نگاه به خود به آفریننده و جهان دور و بر است.و در یک جمله عرفان قدرت تجزیه و تحلیل و برداشت از جهان درون وبرون و دیروز و امروز و فرداست هر قدر این نگاه را درونی تر و بدون سفسطه و بازی با کلمات ارج نهیم وبشناسانیم و حد و مرزی برای آن چه از نظر جنسیت و دین و جغرافیا و سواد و سن قائل نشویم که در اصل نیز بر این موضوع مترتب نیست آنرا رواج داده‌ایم.


عرفان از نظر لغوی به معنی شناختن، شناسایی و آگاهی است. عرفان یعنی شناخت خداوند.عرفان علمی است جهت شناختن حق تعالی و اسما و صفات او. شناخت خداوند به دو روش ممکن می‌شود. یکی به روش استدلال یعنی از اثر پی به وجود موثر بردن و از صفات به ذات پی بردن که علما به این روش عمل می‌کنند.وروش دیگر صاف و خالص نمودن باطن و روح می‌باشد که این، روش اولیا و عارفان می‌باشد.اجرای این روش فقط از طریق اطاعت و عبادت قلبی است.عرفا اعتقاد دارند که برای رسیدن به حقیقت عارف باید مراحلی را سپری نمایدتا نفس به اندازه ظرفیتش از حق آگاه شود. مبنای کار عرفا کشف و شهود و سیر می‌باشد.*

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86

از تأثیرگذارترین صوفیان ایرانی و اسلامی می‌توان به بایزید بسطامی(در سال‌های ۱۶۱ تا۲۳۴ می‌زیسته)، ابوسعید ابوالخیر، جنید بغدادی، مولوی، حافظ، عطار نیشابوری، جامی و شاه نعمت الله ولی اشاره کرد. همچنین از عرفای زمان اخیر که که جزء تاثیر گذارترین عرفا می باشند می توان به ملاحسینقلی همدانی ، آقا میرزا علی قاضی طباطبائی ، وشاگردان مکتب وی از جمله علامه سید محمد حسین طباطبائی و برادر بزرگوارشان آیت الله محمد حسن الهی طباطبائی ، سید هاشم حداد ، آیت الله بهجت وتنی چند از شاگردان وی نام برد، که مکتب عرفانی آنها بر اصول معرفت نفس می باشد وهنوز ادامه دارد ؛ از مهمترین شخصیت های حال می توان به علامه حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی که هر دو از شاگردان بنام علامه طباطبائی می باشند می توان نام برد ، از عارفان مکتب تهران نیز می توان به آیت الله شاه آبادی نام برد که تمامی اینها از مجتهدین زمان خویش می باشند .

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86

عرفان و تصوف و جایگاه آن در اسلام

عرفان در لغت به معنی «شناخت» است و اصطلاحا به «شناخت خدا» در صورتی که عاشقانه باشد، گفته می‌شود.عارف محبوس شناخت‏های استدلالی خشک درباره خدا و صفات او نیست، بلکه خدا را روح حاکم بر سراسر وجود و همه هستی میبیند. عارف در صدد است همچون قطب عارفان و امیر مؤمنان که فرمود:«ما رأیت شیئا الاّ رأیت الله قبله و بعده و معه» همیشه شاهد حق تعالی باشد و گاه فریاد بر می‌آورد که: به دریا بنگرم دریا ته وینم تو بینم به صحرا بنگرم صحرا ته وینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا ته ونیم

عرفان دو نوع است؛ نظری و عملی. عرفان نظری؛ مجموعه معارفی درباره شناخت خدا و نقش او در هستی و ارتباط انسان با خدا و شناخت ابعاد الهی انسان و منازل و مقامات سلوک و سفر انسان الی الله و امثال آن است. عارفان بزرگ در طول تاریخ صدها کتاب عرفانی تألیف کرده و به یادگار گذاشته‏اند؛ از مثنوی ملای رومی گرفته تا منطق الطیر عطار. اما در بین همه آثار عرفان نظری برخی کتب مقام عالی را در حوزه‏های علمیه کسب کردند که اکنون متن درسی حوزه علمیه قم و دیگر حوزه‏های بزرگ است؛ مانند:

۱ ـ فصوص الحکم، محی الدین عربی، با شرح قیصری؛

۲ ـ تمهید القواعد، صائن الدین ابن ترکه؛

۳ ـ مصباح الانس، ابن فناری.

رهبر انقلاب معاصر ایران آیت الله خمینی هم علاوه بر تحصیل این کتاب‏ها و تدریس آن تعلیقه‏ای بر فصوص الحکم نگاشته‌است و تجلیل وی از محی الدین در نامه‏ای که به گورباچف نوشت، نشانه احترام و اهتمامی است که او به ایشان داشته‌است. عرفان عملی، سلوک رفتاری و تلاش‏های مستمر یک سالک است که با مناجات‏های فراوان در خلوت وجَلْوت و تخلق به اخلاق فاضله، همچون زهد و دوری از دنیا و رفق و محبت به خلق و مانند آن حاصل می‌شود تقوا وپرهیزگاری و دوری از گناهان و عمل به دستور و تکالیف دینی نقش عمده‏ای در صفای قلب ایفا می‌کند. از میان چهره‏های برجسته عرفان در چند دهه اخیر می‌توان از مرحوم قاضی بزرگ استاد عرفا و علامه طباطبایی و نیز مرحوم سید احمد آشتیانی در تهران و مرحوم الهی قمشه‏ای و مرحوم فاضل تونی و مرحوم آیة ا...بهاءالدینی و مرحوم آیة‏ا... رفیعی قزوینی و مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی مرحوم آیة ا... شاه آبادی و مرحوم آیت الله ملا سلطان محمد گنابادی و از بین معاصران استاد علامه حسن زاده آملی و آقایان سلطانحسین تابنده گنابادی ، دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه و آیة‏ا... جوادی آملی و آیة‏ا... بهجت را نام برد. برای اطلاع بیشتر می‌توانید به کتاب‏های ذیل مراجعه نمایید:...............

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86